«چندعاملی» طفره نیست — خودِ نقشهٔ تشخیص است
عملکرد جنسی سرِ چهارراهِ رگها، هورمونها، اعصاب، داروها، خلق و رابطه نشسته — و برای همین، تفکرِ تکعلتی شکست میخورد و وعدههای تکقرصی ناامید میکنند. مشاورهٔ درست کلِ نقشه را میرود: عروقی (برای همین، مشکل نعوظ در مرد جوان یک پرسشِ قلبیعروقیِ درخورِ جدیگرفتن هم هست)؛ هورمونی (تستوسترون، تیروئید، پرولاکتین؛ تغییرات یائسگی و پس از زایمان)؛ دارویی — داروهای ضدافسردگی، فشار خون و فیناستراید، مقصرهای شایع و برگشتپذیریاند که کسی نگفته؛ روانشناختی — چرخهٔ خودتغذیهکنِ اضطرابِ عملکرد، افسردگی، تجربههای گذشته؛ و رابطهای — چون میل بهندرت از جنگِ سرد جان به در میبرد.
خودِ الگو، تشخیصی است: مشکلی که از همان ابتدا بوده با مشکلی که بعد از سالها پیدا شده فرق دارد؛ و مشکلِ موقعیتی (تنها خوب، با هم دشوار — یا برعکس) از بدن دور و بهسمت ذهن و رابطه اشاره میکند. یک ساعت شرحِحالِ ساختارمند، اغلب مشکل را بهتر از ماهها حدسزدن، جانمایی میکند.
درد، هیچوقت «طبیعتِ کار» نیست
درد در رابطه — دیسپارونی، و شکل خاصش واژینیسموس، که در آن انقباضِ غیرارادیِ عضلات، دخول را دشوار یا ناممکن میکند — اینجا حقِ کلامِ جداگانه دارد؛ چون به بسیاری از زنان گفتهاند تحملش کنند. شایع است، علت دارد (عفونت، بیماریهای پوستی، اندومتریوز، تغییرات هورمونی، و خودِ رفلکسِ محافظتی — اغلب پس از درد، ترس یا تربیتِ بسیار سختگیرانه)، و مسیرهای درمانیِ بهراستی مؤثر دارد: از فیزیوتراپی کف لگن تا حساسیتزداییِ گامبهگام تا درمانِ بیماریِ زمینهای.
مخصوصاً برای زوجهای تازهعروس — که در فرهنگ ما ازدواجِ بهسرانجامنرسیده سکوتی خردکننده دارد — شنیدن این جمله فوری است: این وضعیت برای پزشکی کاملاً شناختهشده است، هیچکس «خراب» نیست، و نرخ موفقیتِ درمانِ درست بالاست.